خانه خردمندان  >  خرد تاک >   خرد شخصیت ساز  >   نمایش ویدیو

عامل اصلی رسیدن به خواسته‌ها در زندگی و کسب و کار- قسمت اول


 

می‌خواهم راجع به عامل اصلی و پایه‌ای دررسیدن به خواسته‌هایمان صحبت کنم.

چند سال پیش در دوره‌ای برای آموزش فروشندگی و روش‌های فروش شرکت کرده بودم، دوره خوبی بود علاوه بر عوامل اصلی فروش از سایر عوامل مؤثر بر موفقیت هم‌صحبت‌هایی به عمل می‌آمد.

 دریکی از جلسات استاد دوره با چند تا دفترچه یادداشت به کلاس آمدند،  و راجع به نوشتن هدف‌ها و اصول هدف نویسی برای رسیدن به خواسته‌ها صحبت کرند، و گفتند: "بنویس تا اتفاق بیفتد" من و همه‌ی افراد شرکت‌کننده در آن دوره اهداف خودمان را با رعایت اصول آن نوشتیم.

جلسات کلاس دو هفته یک‌بار برگزار می‌شد، دو هفته بعد که برای ادامه جلسات دوره رفتم، آقایی که با همسرش به دوره می‌آمد شروع به صحبت کرد و گفت: طی دو هفته گذشته به بخشی از اهدافی که نوشته بودیم رسیدیم، استاد تبریک گفتند ما هم حس خوبی پیدا کردیم، من خوشحال شدم و با خودم گفتم: خوش به حالشان.

دو هفته بعد که برای ادامه دوره رفتیم باز همین قضیه اتفاق افتاد مجدداً اشاره کرد که به بیشتر هدف‌هایی که آن روز نوشته بودند رسیده‌اند، گفت: نوشتن برای ما معجزه می‌کند. موضوع دیگر برای من جذاب شد، ابتدا با خودم گفتم هدف‌هایشان حتماً کوچک بوده است، اما وقتی توضیحات بیشتری ارائه دادند فهمیدم که این تصور من درست نبود. آن‌ها به هدف‌های مناسبی در حد خودشان دست پیداکرده بودند، هدف‌هایی مثل: انتقال شغلی به یک شعبه بزرگ‌تر، ارتقاء شغلی، افزایش فروش و درآمد. البته این سیر رسیدن به اهداف چند جلسه بعد هم ادامه داشت.

من به قدرت نوشتن اهداف دررسیدن به خواسته‌ها آگاهی داشتم و می‌دانستم نوشتن و مشخص کردن دقیق خواسته به ذهن مسیر و دیدگاه می‌دهد، اما آن چیز که برای من و دوستانم عجیب بود، این نکته بود: آن‌ها خیلی سریع‌تر از تصور ما به خواسته‌هایشان می‌رسیدند و در ضمن اصلاً تلاش زیادی نمی‌کردند، خیلی هم راحت بودند.

استاد دوره برای توجیه این اتفاق گفتند که: این افراد ذهنشان آماده است و هر کس ذهنش آماده باشد سریع‌تر به خواسته‌هایش می‌رسد.

موضوع آمادگی ذهن از آن موضوعاتی است که همه ما احساس می‌کنیم مفهومش را می‌فهمیم اما در عمل انسان نمی‌تواند توضیح کاملی بدهد که آمادگی ذهن یعنی چه و چگونه می‌توانیم ذهن آماده‌ای داشته باشیم؟ حداقل برای من این‌گونه بود.

همه ما دوست داریم به خواسته‌هایمان برسیم و هرچقدر زمان رسیدن به خواسته‌ها و تلاش لازم کمتر باشد، خوشحال‌تر خواهیم شد، به همین دلیل پیگیر درک کردن  آمادگی ذهنی و استفاده از مزایای آن شدم، برای این کار به مطالعه خیلی زیادی پرداختم، با افراد مختلفی صحبت کردم، اطلاعات زیادی را جمع‌آوری کردم، اما انگار یک جای کار می‌لنگید.

سرعت زیادی را دررسیدن به اهداف و خواسته‌هایم احساس نمی‌کردم، من انسان بسیار باپشتکاری هستم و در موضوعی که موردعلاقه‌ام باشد، می‌توانم شبانه‌روزی تلاش کنم اما انگار ذهنم آماده نمی‌شد که نمی‌شد.

تا اینکه دریکی از مصاحبه هام با یکی بزرگان شهرمان نکته بسیار مهمی را فهمیدم، منظور از آمادگی ذهن، آمادگی ذهن ناخودآگاه بود نه آمادگی ذهن خودآگاه.

با این نکته پازل فکریم داشت کامل می‌شد، مجدداً شروع کردم به تحقیق، این دفعه باروحیه‌تر دنبال این موضوع رفتم که چگونه ذهن ناخودآگاه را می‌شود آماده کرد؟

راجع به انواع ذهن خودآگاه و ناخودآگاه مطالعات زیادی انجام دادم، بخش‌هایی از کتاب‌های آقای فروید، کتاب تحلیل رفتار متقابل اریک برن را مطالعه کردم و حتی سراغ کتاب‌های NLP رفتم، در کل فهمیدم برای آمادگی ذهن ناخودآگاه عوامل بیرونی و درونی زیادی را باید رعایت کرد، بین آن‌همه عوامل یک عامل درونی بسیار بزرگ و اثرگذار به نظرم رسید، عامل پایه‌ای در ارزشی که هر کس به خودش قائل بود بسیار جلوه مهمی بود، این عامل شامل مجموعه‌ای از باورها، نگرش‌ها و افکار در رابطه با ارزشمندی خود فرد در نظر خودش بود، در اصطلاح به این عامل حرمت نفس، خود ارزشمندی یا عزت‌نفس (self esteem) می‌گویند.

هر کس برداشت‌هایی نسبت به خود دارد و این برداشت‌ها ناشی از احساساتی است که فرد نسبت به خودش دارد، هرچقدر خود را عزیزتر، عالی‌تر و بالیاقت تر بداند، در تجسم‌ها و تصویر ذهنی‌اش، در عمل و گفتارش نیز این باورها را رعایت کند، عزت‌نفس بیشتری را تجربه می‌کند. به نظر من عزت‌نفس عامل اصلی رسیدن به خواسته‌ها است و سایر عوامل بعد از داشتن آن مطرح می‌شوند.

اگر فردی عزت‌نفس کمتری داشته باشد، هرچقدر هم تلاش بکند و سعی کند علوم زیادی را یاد بگیرد و حتی پشتکار زیادی از خودش نشان دهد، بازهم نمی‌تواند به خواسته‌های بزرگش برسد مگر اینکه قبل از این‌ها عزت‌نفسش را بهبود بدهد، ما فقط به آن حد از اهدافمان می‌رسیم که عزت‌نفسمان اجازه می‌دهد.

عزت‌نفس روی زندگی شخصی و زندگی اجتماعی فرد اثر می‌گذارد، او را دچار افراط یا تفریط می‌کند، مثال‌هایی در فایل ویدئویی گفته‌ام.مجدداً دوستان موفق در آن دوره را با این عامل پایه‌ای بررسی کردم، شواهد بسیار مشخصی را دیدم که واقعاً نشان می‌داد آن دو نفر از عزت‌نفس بیشتری نسبت به بقیه اعضای گروه برخوردار بودند و در ضمن با خود بسیار راحت بودند.

 

 

تمام عزت‌نفسی ما داریم ناشی از باورها و نگرش‌های درونی ماست و به‌هیچ‌عنوان یک حقیقت بیرونی نیست. موضوعی است که در ذهن ما با توجه به دلایل و تجربیات قبلی که داشته‌ایم یا خودمان ایجاد کرده‌ایم یا اینکه اطرافیان ما آن برداشت‌ها را در ما نهادینه کرده‌اند، ایجادشده است.

بسیاری از موارد درباره خودمان را می‌توانیم با معیار بیرونی بسنجیم مثل قد و وزنمان و یا چاقی و لاغری اما معیار عزت‌نفس ما فقط به باورهای درون ما و احساس ما وابسته است و شاید خیلی از احساساتمان نسبت به خودمان واقعیت نداشته باشد. چند سؤال و تست برای آگاهی از میزان عزت‌نفستان ارائه خواهم داد.

ادامه را در جلسه بعد پیگیر خواهم شد.

به این دو سوال فکر کنید و اگر خواستید جواب بدهید.

 

سؤال 1- به نظر شما عزت‌نفس بالا در رابطه رسیدن به خواسته‌ها چگونه عمل می‌کند؟

 

سؤال 2- به نظر شما اعتمادبه‌نفس چه ارتباطی باعزت نفس دارد؟

دانلود تست عزت‌نفس

 

نکته: تست عزت‌نفس علاوه بر بالا در ابتدای صفحه کنار دانلود صوتی است آن را دانلود کرده و انجام دهید

 

لطفا مشاهده نمایید:

عامل اصلی رسیدن به خواسته‌ها در زندگی و کسب و کار- قسمت دوم 

 

  599        mp4        11min        11min        1        رایگان