خانه خردمندان  >  خرد نوشته  >   خرد پول ساز  >  دانلود مقاله

آیا خداوند دوست دارد که ما ثروتمندتر شویم؟

 

آیا خداوند دوست دارد که ما ثروتمندتر شویم؟

 

یکی از سؤالاتی که گهگاه ذهن ما را مشغول می‌کند این است که آیا خداوند تمایل دارد که ما ثروتمند شویم؟ یا اینکه اجازه می‌دهد ما ثروتمند شویم؟ اگر جواب بله است، چه دلایلی برای اثباتش داریم؟ و مهم‌تر از همه اینکه خودمان دوست داریم ثروتمند شویم و اگر خداوند هم دوست دارد ما ثروتمند شویم، پس چرا این اتفاق برای ما نمی‌افتد؟ این مقاله جواب خوبی به این سؤالات می‌دهد.

با توجه به رشد ثروت جهان که هرروز شاهد آن هستیم، باکمی دقت می‌شود فهمید، قاعده کلی جهان این است که هرروز ثروتمندتر از قبل شود و میزان دارایی‌ها و امکانات افزایش یابد و  این قاعده را خداوند در  سیستم جهان قرار داده است. در بسیاری از مواقع ما این قاعده کلی را برای جهان و کشورها قبول داریم ولی در حالت جزئی و مخصوص به خودمان پذیرش این موضوع برایمان سخت‌تر می‌شود. خیلی از گفتگوهای ذهنی ما شامل موارد بازدارنده و مخالف ثروتمند شدن  برای خودمان است.

با خودمان می‌گوییم؛ "شاید به صلاحم نباشد" یا "شاید خدا به من ثروت بدهد مایه امتحان و بدبختی‌ام باشد" یا "فقر باارزش‌تر از ثروت است" یا "خدا اجازه می‌دهد اما من توانایی ثروتمند شدن را ندارم".

به نظر من همه این جملات غلط است! اکثر این جملات و جملاتی شبیه به این توضیح مناسبی برای ثروتمند نشدن نیست بلکه توجیهی برای آرام کردن درونمان است.ما اکثر عقایدمان را دریافت می‌کنیم و برای به دست آوردن آن‌ها و انتخاب آن‌ها وقت نمی‌گذاریم و دلیل اصلی این صحبتم این است که وقتی چند سؤال عمیق و ریشه‌ای راجع به عقایدمان پرسیده می‌شود در جوابش می‌مانیم. "توجیه ساده‌ترین راه است ولی توضیح راه منطقی‌تری است که بر پایه استدلال‌های قوی‌تر است".

در این مقاله قصد دارم راجع به این موضوع که خداوند دوست دارد ما ثروتمندتر شویم، توضیحاتی ارائه بدهم. پیشنهاد می‌کنم اگر شما هم توضیحی دارید در قسمت نظرات، آن را بفرمایید.

برای اینکه اثبات کنم خداوند دوست دارد ما ثروتمند شویم ابتدا باید بدانیم:

آیا ثروت و مال موضوعات خوبی هستند؟

 در سوره نوح آیه 12 در خصوصیات خداوند داریم:

 

وَيُمْدِدْكُم بِأَمْوَالٍ وَبَنِينَ وَيَجْعَل لَّكُمْ جَنَّاتٍ وَيَجْعَل لَّكُمْ أَنْهَارًا

«و شمارا امداد نماید به اموال و فرزندان، و برایتان باغ‌هایی قرارداد و برایتان نهرها قرارداد»

  در این آیه خداوند می‌گوید با اموال و اولاد مددتان کردیم، یعنی اموال وسیله کمک خداوند هستند، خداوند در بسیاری از آیاتش مثل همین آیه اموال را قبل از اولاد آورده و آن را ارزشمند شمرده است. در سوره کهف آیه 46 خداوند فرموده است:

 

الْمَالُ وَالْبَنُونَ زِينَةُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَالْبَاقِيَاتُ الصَّالِحَاتُ خَيْرٌ عِندَ رَبِّكَ ثَوَابًا وَخَيْرٌ أَمَلًا

مال و فرزندان، زیور زندگی دنیایند و نیکی‌های ماندگار ازنظر پاداش نزد پروردگارت بهتر و ازنظر آرزومندی (نیز) بهتر است.

موضوع مهمی که در این آیه وجود دارد این است که برای باقیات بیشتر از مال استفاده می‌کنند و برای صالحات بیشتر کلمه اولاد صالح می‌آید. در این آیه خداوند می‌گوید مال و فرزندان زیبایی دنیا هستند که اگر از آن‌ها بتوانید برای آخرتتان باقیات و صالحاتی ارائه بدهید ارزشمندتر است و با این کار نعمت ثروت و فرزندان را به بهتر از آن تبدیل کرده‌اید و حتی آرزو و نیت این کار را داشتن هم خوب است. درهرصورت ما موجودی تک‌بعدی و زمینی نیستیم. داشتن ثروت، نعمت این دنیاست و استفاده صحیح از آن و تبدیلش به ثروتی ماندگارتر بسیار ارزشمندتر است. دعای معروف آیه 201 سوره بقره که آیه معروف در قنوت نماز نیز است، نکته  بسیار مهمی را یادآوری می‌کند و می‌گوید: هم نعمت دنیا مهم است و هم نعمت آخرت!

 

وَمِنْهُم مَّن يَقُولُ رَبَّنَا آتِنَا فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَفِي الْآخِرَةِ حَسَنَةً وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ

و از آنان کسی می‌گوید: «پروردگار ما! در این دنیا ما را (زندگی) نیکی بده، و در آخرت (نیز زندگی) نیکی ده و ما را از عذاب آتش نگه‌دار.»

داشتن مال یکی از نعمت‌های خداوند است که موجب خیر در دنیا و آخرت می‌شود، مال زینت است و خداوند محروم  کردن  زینت‌ها برای خودمان را تأیید نمی‌کند. و در سوره اعراف آیه 32 این موضوع را ذکر می‌کند:

 

قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللَّهِ الَّتِي أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ وَالطَّيِّبَاتِ مِنَ الرِّزْقِ

قُلْ هِيَ لِلَّذِينَ آمَنُوا فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا خَالِصَةً يَوْمَ الْقِيَامَةِ كَذَلِكَ نُفَصِّلُ الْآيَاتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ

(ای پیامبر!) بگو: چه کسی حرام گردانیده‌؟زیورهای خدایی را که برای بندگانش پدید آورده و (نیز) روزی‌های پاکیزه را؟

بگو: «این (نعمت)ها در زندگی دنیا برای کسانی است که ایمان آورده‌اند، درحالی‌که روز قیامت ویژه‌ی آنان هست.» این‌گونه آیات را برای گروهی که می‌دانند جداسازی و روشن می‌کنیم.  

در این آیه در کنار این‌که خداوند می‌فرماید ثروت و نعمت چیز خوبی است می‌گوید،پاکیزه‌ترین روزی‌ها برای مؤمنان هستند و این نکته بسیار مهم را می‌شود برداشت کرد که ثروت حلال و پاک باشکوه است چون خداوند از آن علاوه بر نعمت دنیا به‌عنوان نعمت آخرت هم نام می‌برد.

 یعنی "اگر به خداوند ایمان داشته باشیم شایسته‌تر است که ثروتمند هم باشیم." اکنون‌که اثبات کردم ثروت و زینت دنیا ارزشمند است، باید به سؤال دوم جواب بدهم:

آیا دنبال ثروت بودن و افزودن مال و اموال کار خوبی است؟

جواب این سؤال نیز "بله" است در جستجوی مال و ثروت بودن کاری بسیار عالی و پسندیده است و یکی از پاداش‌های خداوند همین مال و ثروت است. یکی از نعمت‌هایی که خداوند به بندگانش وعده می‌دهد اضافه شدن ثروت و داشتن آرامش در زندگی مادی است. خداوند در سوره بقره آیه 261 می‌فرماید:

 

مَّثَلُ الَّذِينَ يُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ كَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنبَتَتْ سَبْعَ سَنَابِلَ فِي كُلِّ سُنبُلَةٍ مِّائَةُ حَبَّةٍ

 وَاللَّهُ يُضَاعِفُ لِمَن يَشَاءُ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ

مَثَل کسانی که اموال خود را درراه خدا انفاق می‌کنند، همانند دانه‌ای است که هفت خوشه رویانید، (که) در هر خوشه صد دانه است‌ (هفت‌صد برابر می‌دهد) ؛و خدا چند برابر می‌کند(اموال را) برای هرکسی که در مشیت خدا باشد. و خدا وسعت دهنده (نعمت و ثروت) داناست.

 

خداوند دوست دارد که ما ثروتمندتر شویم

 

راجع به موضوع انفاق در یک مقاله دیگر صحبت می‌کنم و آنجا توضیحی خواهم داد. آن موقع است که برای بسیاری از افراد مشخص می‌شود که چرا باوجود بخشش و انفاقی که کرده‌اند پاسخ مالی نگرفته‌اند. اما در اینجا راجع به موضوع دیگری می‌خواهم صحبت کنم.

خداوند می‌گوید،کسی که انفاق می‌کند هفت‌صد برابر آن مالی که انفاق کرده است را (البته با رعایت شرایط انفاق) دریافت می‌کند. و طبق گفته مفسران این عدد هفت‌صد بیشتر معنی خیلی زیاد را می‌دهد تا اینکه معنی دقیقاً هفت‌صد برابر را بدهد در ضمن خداوند قانونی کلی را بیان می‌کند و می‌گوید:" و خدا چند برابر می‌کند(اموال را) برای هرکسی که در مشیت خدا باشد." یعنی اختصاص ثروت و زیادشدن مال برای همه بندگان خدا ممکن است به شرطی که در مشیت خداوند قرار داشته باشد و این قانون توضیح بسیار زیادی دارد. نتیجه‌ای که در حالت کلی می‌گیریم این است که خداوند دوست دارد افراد کارهایی را انجام بدهند تا آن‌ها را ثروتمندتر کند. پس هم ثروت خوب است و ثروتمندتر شدن کار خوبی است.

در سوره فاطر آیه 29 خداوند می‌فرماید:

 

إِنَّ الَّذِينَ يَتْلُونَ كِتَابَ اللَّهِ وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَأَنفَقُوا مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ سِرًّا وَعَلَانِيَةً يَرْجُونَ تِجَارَةً لَّن تَبُورَ

همانا کسانی که کتاب خدا را می‌خوانند و نماز بر پا داشتند و ازآنچه برایشان روزی داده‌ایم نهان و آشکارا انفاق می‌کنند، (اینان) امید به تجارتی بسته‌اند که هرگز زیان ندارد.

 

خداوند در آخر آیه می‌گوید این افراد امید به تجارتی دارند که هرگز زیان ندارد. مفهوم کلمه تجارتی که هرگز زیان ندارد، چیست؟ تجارت در لغت به معنای خریدوفروش و نیز خریدن کالا به انگیزۀ فروختن آن با بهای بیشتر، همچنین به‌کارگیری سرمایه به‌منظور سود بردن، آمده است. همه ما دوست داریم که اگر تجارتی کردیم سود بکنیم و خداوند هم به‌صورت قطعی از کلمه "لن" در این آیه استفاده کرده یعنی این کارها مثل تجارتی است که به‌هیچ‌عنوان ضرر ندارد. با این نوع نگاه می‌شود فهمید که خداوند هم انجام تجارتی که هرگز  ضرر نمی‌کند را امتیاز می‌داند و به‌عنوان مثالی برای توجیه کارهای مؤمنان آورده است. و تجارتی که هرگز ضرر ندارد دیر یا زود باعث ثروتمندتر شدن می‌شود.

در ادامه چهار آیه از قرآن می‌آورم و جواب سؤال را به‌صورت چکیده‌ای از آن‌ها بیان می‌کنم:

 

مَّن ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا فَيُضَاعِفَهُ لَهُ أَضْعَافًا كَثِيرَةً وَاللَّهُ يَقْبِضُ وَيَبْسُطُ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ (بقره: ٢٤٥)

کیست آن‌کس که به خدا وام نیکویی دهد، پس خدا آن مال را برای او چندین برابر بیفزاید؟ و خدا محدودیت و گشایش پدید می‌آورد؛ و به‌سوی او بازگردانده می‌شوید.

 

مَّن ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا فَيُضَاعِفَهُ لَهُ وَلَهُ أَجْرٌ كَرِيمٌ (الحديد: ١١)

کیست آن‌کس که به خدا وام نیکویی دهد پس خدا آن مال را برای او بیفزاید و پاداش پر کرامت از آن خداست.

 

إِنَّ الْمُصَّدِّقِينَ وَالْمُصَّدِّقَاتِ وَأَقْرَضُوا اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا يُضَاعَفُ لَهُمْ وَلَهُمْ أَجْرٌ كَرِيمٌ (الحديد: ١٨)

بی‌گمان، مردان وزنان صدقه‌دهنده و کسانی که به خدا وامی نیکو داده‌اند، خدا آن مال را برای آن‌ها بیفزاید و برایشان پاداشی باکرامت است.

 

إِن تُقْرِضُوا اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا يُضَاعِفْهُ لَكُمْ وَيَغْفِرْ لَكُمْ وَاللَّهُ شَكُورٌ حَلِيمٌ (التغابن: ١٧)

اگر خدا را وامی نیکو دهید، آن را برایتان افزون می‌گرداند و برای شما می‌پوشاند. و خدا بسی شکرگزار بسیار بردبار است.

در همه این آیات خداوند می‌فرماید هرکس به خداوند قرض‌الحسنه بدهد، ازآنجایی‌که خداوند غنی است چندین برابر آن قرض را به او برمی‌گرداند. یعنی اینکه چند برابر شدن مال و قرض‌الحسنه از نعمت‌های خداست. البته حیفم می‌آید این را نگویم: "خداوند آن‌قدر عالی و خوب است که در قبال قرض‌الحسنه‌ای که سودش به ما می‌رسد تشکر هم می‌کند." ببینید قرض‌الحسنه چه‌کاری است که خداوند با آن عظمتش از فرد تشکر می‌کند!!

پس در جواب کلی این سؤال به این نتیجه می‌رسیم که: "افزایش مال و ثروت اتفاق خوبی است و جزو نعمت‌های خداوند است. و خداوند دوست دارد که ما در زندگی دنیا ثروتمندتر بشویم."

خداوند دوست دارد که ما ثروتمندتر شویم

خداوند بخشش بی‌انتهاست، در مقابل نعمتی که می‌دهد تمایل به گرفتن مالی از ما ندارد، برخلاف تصور ما که احساس می‌کنیم، بخشش و انفاق یا وجوه شرعی مثل زکات، خمس و صدقه را کم شدن اموالمان به خاطر خدا می‌دانیم. هدف از این بخشش و  پرداخت‌ها رشد مالی ماست که در مقاله‌ای راجع به انفاق  و بخشش به آن موضوع پرداخته ام. غنی‌تر شدن و مصداق مادی آن یعنی ثروتمند شدن یکی از نعمت‌های خدا برای پیامبر و همه افراد است:

وَوَجَدَكَ عَائِلًا فَأَغْنَى ﴿الضحى: ٨﴾

(ای پیامبر)و خدا تو را نیازمند یافت، پس بی‌نیاز گردانید.

 

وَأَنَّهُ هُوَ أَغْنَى وَأَقْنَى ﴿النجم: ٤٨﴾

و هم خداست که (شمارا) بی‌نیاز کرد و کفایت بخشید

 

  قبل از نتیجه کلی  یک موضوع را باید بگویم و آن را در سومین سؤال پاسخ می‌دهم: اگر ثروتمند شدن خوب است پس چرا خداوند دوست داشتن مال را محکوم می‌کند؟

در آیاتی مثل آیه‌های زیر خداوند راجع به کسانی که اموالشان را خیلی دوست دارند به‌تندی صحبت می‌کند:

 
وَتُحِبُّونَ الْمَالَ حُبًّا جَمًّا ﴿الفجر: ٢٠﴾
 
و مال را دوست می‌دارید، دوست‌داشتنی بسیار شدید.
 
 
 
الَّذِي جَمَعَ مَالًا وَعَدَّدَهُ ﴿الهمزة: ٢﴾
 
آن‌کس که مالی گردآورد و برشمردش.
 
 
وَمَا أَمْوَالُكُمْ وَلَا أَوْلَادُكُم بِالَّتِي تُقَرِّبُكُمْ عِندَنَا زُلْفَى إِلَّا مَنْ آمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا فَأُولَئِكَ لَهُمْ جَزَاءُ الضِّعْفِ بِمَا عَمِلُوا وَهُمْ فِي الْغُرُفَاتِ آمِنُونَ ﴿سبإ: ٣٧﴾
 
و اموال و فرزندانتان چیزی نیستند که شمارا به پیشگاه ما نزدیک گردانند، مگر کسی که ایمان آورده و کار شایسته کرده باشد. پس برای آنان چند برابر آنچه انجام داده‌اند پاداشی است و حال‌آنکه آنان در غرفه‌ها‌(شان) در امان‌اند.

این آیه‌ها در ظاهر دوست داشتن ثروت و اثربخشی ثروت را محکوم می‌کنند، اما باکمی دقت و مطالعه آیات قبلی و بعدی می‌شود فهمید که تا زمانی که اسیر پول نشدی و دچار شرک به خدا با پول‌دوستی نشدی ثروتمند شدن هیچ عیبی ندارد.

مال و ثروت یک وسیله است نه هدف، و استفاده از این وسیله و ایمان فرد استفاده‌کننده از ثروت، شرط مهمی در داشتن ثروت پربرکت است. فردی که ایمان به خدا دارد مال و ثروت برایش نعمت است و هرچقدر زیادتر باشد برای او نعمت بیشتری است و فردی که کافر است مال و اولاد برای او کمکی محسوب نمی‌شود. او نگهبان پول است و پول امیر قلب این فرد.

 اگر ما احساس کنیم اموال و اولاد برای ما بد است ناخودآگاه خودمان را وارد سیاهی‌لشکر کفر کرده‌ایم. به‌شخصه من دوست دارم جزو سیاهی‌لشکر مؤمنان باشم. گروهی که اموال برایشان نعمت است و خرج یا پس‌انداز آن و مدیریت در خرج آن، همه و همه موجب افزایش ثروتشان می‌شود. نکته بسیار مهمی در برخورد با مال و ثروت وجود دارد: "شما تا زمانی که بر اموالتان امیر هستید و اختیار خرج آن‌ها رادارید، در صورت نیاز می‌توانید ببخشید، یا برای لذتی و یا کمکی و ثوابی خرج کنید لایق آن خواهید بود" و روزی که اسیر مال شوید در مسیر کفر قدم گذاشته‌اید و این اموال هرچقدر کم یا زیاد باشد نفعی برای شما ندارند.

خداوند دوست دارد که ما ثروتمندتر شویم

 

 باور دارم ما در مقابل ثروت دو وظیفه‌داریم؛ یکی اینکه سعی کنیم با درآمد حلال ثروتمندتر شویم و این کار را خداوند هم دوست دارد و دومی اینکه سعی کنیم بر ثروت و اموالمان امیر باشیم و اسیر و بنده آن‌ها نشویم. ما تنها و تنها اجازه داریم بندگی خداوند را بپذیریم و بندگی هیچ فرد یا هیچ وسیله دیگری را نکنیم، حالا این فرد رئیس ما، کارفرما، فرزند، همسر یا هر فرد دیگر  و یا هر وسیله‌ای مثل پول، خانه، ماشین یا موارد دیگر باشد. (البته گفتن این جملات در کلام و زبان راحت است ولی  در عمل سخت است، چون در مقابل هر اتفاق کوچکی که ما کنترل خود را از دست بدهیم یعنی یک اسارتی به آن موضوع داریم و خود را کوچک‌تر از آن موضوع می‌دانیم. چون با تغییراتی در آن موضوع خودمان هم‌تغییر حال و روحیه را تجربه می‌کنیم)

خداوند دوست دارد که ما ثروتمندتر شویم و ثروت حلال باشکوه است. این باور خوبی است اگر آن را بپذیریم و در کنارش خود را لایق ثروت بدانیم، قدم بزگی در مسیر موفقیت و ثروت برداشته‌ایم. و حق ذاتی ماست که ثروتمند باشیم، این لطف ازلی خداوند است:

 

وَلَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِي آدَمَ وَحَمَلْنَاهُمْ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَ رَزَقْنَاهُم مِّنَ الطَّيِّبَاتِ وَفَضَّلْنَاهُمْ عَلَى كَثِيرٍ مِّمَّنْ خَلَقْنَا تَفْضِيلًا ﴿الإسراء: ٧٠﴾

و قطعاً فرزندان آدم را گرامی داشتیم. و آنان را در خشکی و دریا حمل کردیم. و از پاکیزه‌ترین‌ها به ایشان روزی دادیم. و آن‌ها را بر بسیاری از کسانی که آفریدیم برتری ویژه‌ای دادیم

 

 معتقدم فقر همسایه دیواربه‌دیوار کفر است، و رزق وسیع و حلال باعث بندگی و عبودیت می‌شود. از خداوند رزق حلال و وسیع بخواهید. خداوند هرچقدر هم که با توجه به خواسته ما روزی بدهد باز به‌اندازه ذره‌ای یا نوک سوزنی از ثروتش کم نمی‌شود. هرچقدر که ما ثروتمندتر شویم، ما ذره‌ای از این ثروت را به‌صورت مادی نمی‌توانیم با خود ببریم و فقط اثرش را با خودمان به دنیای دیگر خواهیم برد. پس ثروت را از خداوند بخواهید. خداوندی که  خودش را واسع یعنی وسعت دهنده در نعمت معرفی کرده، خودش را رزاق یعنی بسیار روزی دهنده، وهاب یعنی بخشنده‌ای بسیار با لطف و کرم معرفی کرده است.

خداوند دوست دارد که ما ثروتمندتر شویم

یک نکته بسیار مهم درباره جواب این سوال که "اگر خداوند دوست دارد که ما ثروتمندتر شویم و خودمان هم که  دوست داریم ثروتمند شویم پس چرا این اتفاق نمی افتد؟" باید بگویم: تا الان اثبات شد که خداوند دوست دارد ما ثروتمند بشویم، اما دوست داشتن ما برای ثروتمند شدن در اکثر موارد یک ضعف عمده دارد و آن اینکه در کنار خواسته ثروتمند شدن آمادگی ذهنی جهت قرار گرفتن در مسیر آن را نداریم، برای به دست آوردن آمادگی  ذهنی باید مسیر گذاری را طی بکنید که شامل آموزش های درست ثروتمند شدن باشد. در سایت خردمندان کسب وکار راجع به اینکه چرا آموزش های ثروتمند شدن در عمل منجر به ثروت نمی شوند؟ و آشنایی با مراحل دوره ساخت و پرورش ذهن ثروتساز توضیحات خوبی آورده شده است. بگذارید با چند روایت و داستان از بزرگان دین این مقاله را تمام کنم:

داستان اول :

حضرت خدیجه بهترین هم‌نشین و مونس پیامبر اکرم (ص) بود و اموال خود را در اعتلای اسلام انفاق نمود. و به درجه‌ای رسید که خداوند به حضرتش امر نمود که خدیجه را به خانه‌ای در بهشت که محل امن و آرامش باشد، بشارت دهد» (سیر أعلام النبلاء، ج2، ص110)

در مورد اموال حضرت، علامه مجلسی چند روایت نقل می‌‌کند که طبق این احادیث در شهر مکه کسی از ایشان ثروتمندتر نبود و در هر سو و هر ناحیه، غلامان، احشام و اغنام فراوانی داشتند و بیش از 80 هزار شتر در مناطق مختلف برای تجارت داشتند، و در مناطق مختلفی چون مصر و حبشه تجارتخانه داشتند وعده‌ای برای ایشان مشغول تجارت بودند.

در مورد منزل ایشان گفته‌شده که ازلحاظ وسعت به‌اندازه‌ای بود که تمام مردم مکه را در برمی‌گرفت و در بالای این منزل گنبدی از ابریشم آبی‌رنگ قرار داده بودند و در آن نقش‌‌های خورشید و ماه و ستارگان منقش بود و آن گنبد ابریشمی زیبا را با طناب‌هایی از ابریشم و میخ‌‌هایی از فولاد، محکم کرده بودند.

بنابراین، این‌ها نشانگر تجارت جهانی آن حضرت بوده که در شهرها و کشورهای مختلف چون مصر و حبشه تجارتخانه داشتند. همچنین دلالت بر قدرت بالای مدیریتی حضرت و ناشی از دانش وسیع آن بزرگوار بود، که در سن جوانی، از نبوغ فوق‌العاده‌ای برخوردار بود. (بحار جلد 16 ص21 و 22)

 

این بانو بعد از ازدواج با پیامبر(ص) تمام اموال خود را درراه پیشرفت اهداف اسلام هدیه کردند. وی به عمویش ورقه گفت: کلید تمام اموالم را نزد حبیبم ببر و از جانب من به او بگو: تمامی این اموال هدیه است به او و تمامی آن ملک اوست که در آن هرگونه تصرفی بخواهد، انجام دهد. به‌راستی آیا در تمام دوران پس از بعثت پیامبر(ص) چنین فداکاری مشاهده‌شده است؟

 حتی در تفسیر آیه ۸ سوره مبارکه ضحی «وَجَدَکَ عائِلاً فَأَغْنَی؛ تو فقیر بودی و ما تو را غنی کردیم» یعنی به‌واسطه ثروت خدیجه(س) بی‌نیاز کردیم.

 

داستان دوم:

امام صادق عليه‏ السلام فرمودند:حضرت علي عليه‏ السلام روزي از کنار جمعي از قريش عبور مي‏ کرد، آن‌ها وقتي پيراهن کهنه  آن حضرت را ديدند اظهار کردند: علي فقير و تهيدست است و براثر فقر پيراهن کهنه پوشيده است.

 هنگامی‌که امام علي عليه‏ السلام سخن آن‌ها را شنيد به متصدي نخلستان‌های خود فرمود:

امسال خرماها را به فقرا نده بلکه خرماها را به بازرگانان بفروش و پول آن‌ها را در همان انباري که خرماها را در آنجا جمع مي‏ کردي بگذار.

متصدي طبق دستور علي عليه ‏السلام رفتار نمود آنگاه کیسه بزرگی پر از پول جمع شد و آن را در انبار گذاشت.

سپس علي عليه‏ السلام براي همان‏هايي که حضرتش را تهيدست مي ‏پنداشتند، پيام فرستاد و آن‌ها را دعوت کرد آنان به حضور علي عليه‏ السلام آمدند، سپس امام براي پذيرائي خرما طلبيد متصدي براي آوردن خرما از انبار بالا هنگام پائين آمدن پايش به کیسه خورد و پاره شد و پول‌های زياد آن در زمين پخش گرديد.

آن افراد از روي تعجب گفتند: اي علي! اين پول‌های زياد چيست؟

آن حضرت در پاسخ آن‌ها فرمود: اين مال کسي است که مال ندارد! سپس جلو چشم آن‌ها، آن پول‌ها را تقسيم کرده و براي مستمنداني که هرسال برايشان خرما مي‏فرستاد، فرستاد. (سفينة البحار، ج 2، ص 558.)

در دورانی که امام علی (ع) حکومت نداشتند یعنی از سال 11 تا 35، آن حضرت کشاورزی کرده و به امور اقتصادی می‌پرداختند به‌گونه‌ای که هر چیزی را اعم از باغ و چشمه و چاه احداث می‌کردند، آن‌ها را وقف کرده و متولی این وقف امام حسن (ع) فرزند بزرگ‌تر حضرت (ع) بودند.

 

داستان سوم:

روزی امام حسن علیه‌السلام بالباسی آراسته و خوشبو از خانه خارج شد. در میان راه یکی از گدایان یهودی امام را نگه داشت و گفت:«ای حسن! انصاف بده، مگر جدت، رسول خدا صلی‌الله علیه و اله وصلم ، نفرمود:"الدنیا سجن المومن و جنت الکافر."(دنیا زندان مؤمن و بهشت کافر است؟)»

امام فرمود:«آری.»

گفت:«پس چرا الآن نسبت من و تو برعکس است. من بااین‌حال گرسنگی و فقر، گویی در زندان به سر می‌برم و تو با این رفاه و آراستگی، در بهشتی؟»

امام فرمود:«ای یهودی، اگر هم‌اینک با چشم دلت به عالم آخرت بنگری و ببینی خداوند چه عذاب‌هایی را برای تو، و چه ثواب‌ها و نعمت‌هایی را برای من مهیا کرده است، یقین می‌کنی که تو اکنون نسبت به آن عذاب‌های اخروی در بهشت هستی و من نسبت به آن نعمت‌های اخروی در زندان به سر می‌برم.» (كشف الغمة في معرفة الأئمة ج‏1، ص: 544 )

این جواب حضرت معنایش این است که مؤمن بنا نیست در این دنیا با بدبختی زندگی کند. مومن می تواند در این دنیا ثروتمند باشد ودر دنیای دیگر ثروتمندتر.

 

داستان چهارم که در مقاله " شش راه صحیح ثروتمندی" هم بحث خوبی راجع به آن نموده ام:

عبدالرحمن سلمی به یکی از فرزندان امام حسین علیه‌السلام سوره حمد را آموخت. هنگامی‌که پیش پدر خویش آمد و آن سوره را خواند، حضرت به عبدالرحمن هزار دینار پول و هزار دست لباس بخشید و دهان او را نیز پر از دُر نمود، که بعضی در خصوص این بخشش‌ها به آن حضرت اعتراض کردند که چرا به خاطر تعلیم، آن‌همه جایزه دادی؟

حضرت در پاسخ فرمود: "جایزه من کجا می‌تواند به عطای (تعلیم سوره حمد) عبدالرحمن برسد."(بحارالانوار جلد 3)

مطمئناً فردی که ثروتمند باشد می‌تواند این‌قدر به فردی ببخشد و در کنارش از وسعت ایمان امام حسین هم که خبرداریم. 

 

در آخر متن یک دعا از امام هادی (علیه‌السلام) برای شما نقل می‌کنم و امیدوارم مجاب شده باشید که خداوند دوست دارد ما ثروتمندتر بشویم.

امام هادی(ع) (مصباح‌المتهجد/۲/۶۱۵‏)دعا می‌فرمایند:

«اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ خَیْرَالْمَعِیشَةِ مَعِیشَةً أَقْوَى بِهَا عَلَى جَمِیعِ حَاجَاتِی وأَنْ‏ تُطِیلَ‏ عُمُرِی‏ وَ تُوَسِّعَ‏ رِزْقِی‏»

 "خدایا زندگی خیلی خوبی به من عنایت کن، زندگی که بتوانم با آن تمام حاجات خودم را برطرف کنم. و به من عمر طولانی بده، رزق من را هم زیاد کن."

 

امیدوارم روزبه‌روز ثروتمندتر و شادتر زندگی کنید.

خداوند دوست دارد که ما ثروتمندتر شویم

    

لطفا این مطالب را نیز مشاهده نمایید:

چرا بخشش‌های ما منجر به ورود ثروت بیشتر به زندگی ما نمی‌شود؟

 ثروت حلال باشکوه است

چرا آموزش های ثروتمند شدن در عمل منجر به ثروت نمی شوند؟

دوره ساخت و پرورش ذهن ثروتساز

همسایه دیواربه‌دیوار کفر

 

  186        0        رایگان       



بازدید : 2018
بازدید : 1564
بازدید : 1525
بازدید : 1475
بازدید : 989