دانلود کتاب رمز پیروزی مردان بزرگ - اثر آیت الله سبحانی

دانلود کتاب رمز پیروزی مردان بزرگ - اثر آیت الله سبحانی 

دوستان عزیز سایت خردمندان 

این کتاب، یکی از کتاب های موفقیت است که با رعایت اصول وموازین اسلامی نوشته شده است لذا اگر تمایل به مطالعه ی آن دارید لطفا دانلود کنید و برای مطالعه ی آن وقت بگذارید:

قسمتی از مقدمه

دوران جوانی دوران امید و آرزوست . دوران نشاط و طراوت است . در این حلقه از حیات ، دورنمای آینده زندگی برای هر جوانی مانند رؤ یاهای شیرین در برابر دیدگان پرفروغش مجسم می گردد . فکرها می کند ، نقشه ها می ریزد و آرزوهای بلند در مغز خود ترسیم می کند
ولی چه بسا دوران جوانی فردی سپری می گردد و پیری او فرا می رسد اما او هنوز به کوچکترین آرزوی خود نرسیده است . گاهی برخلاف انتظار ، بعضی ها به بیش از آنچه آرزو می کنند نائل می گردند و تمام رؤ یاهای شیرین آنها صورت خارجی پیدا می کند
به طور مسلم شکست آن یکی و پیروزی آن دیگری بی علت نیست و علت هر دو را باید در درون زندگی آنها جستجو کرد
مطمئن باشید آن فرد موفق و پیروز از طریقی وارد صحنه زندگی شده که آن طریق ، پیروزی او را تضمین کرده ولی آن دیگری که شکست خورده غالبا بر اثر اشتباهات و راههای غلطی بوده که با پای خود پیموده است
هدف ما در این کتاب بیان گوشه ای از علل پیروزی مردان موفق جهان و راز خوشبختی آنهاست تا نسل جوان از برنامه سودمند و تجربیات آنها حداکثر استفاده را بنمایند . در جاده ای قدم بگذارند که قبلا همواره است و از راههای پر پیچ و خم و سنگلاخها و بیراهه های زندگی بپرهیزند
راز موفقیت مردان بزرگ و سر کامیابی آنها یکی دوتا نیست . البته قسمتی از کامیابی آنها مرهون استعدادهای باطنی و نبوغ فکری است که به طور و راثت یا به علل دیگر به آنان رسیده است و ناگفته پیداست که این گونه عوامل قابل تحصیل نیست ؛ بلکه موهبتهائی است که خداوند برای نظام آفرینش در اختیار آنها گذارده است
صفحات آینده این کتاب اثبات خواهد کرد با اینکه این گونه عوامل در پیشروی جوانان مؤ ثر است ، اما اثر آنها زیاد نیست و عوامل مؤ ثر ترقی ، امور دیگری است که هر فرد علاقمند به آینده خود به آسانی می تواند آنها را بکار بندد و از آنها استفاده کند . و اگر هم بحد نوابغ جهان نرسد ، می تواند یک فرد ممتاز و مبدء آثاری برای اجتماع خود باشد . این موفقیت خود در خور تحسین است و بیشتر جوانان بر اثر گم کردن راه ترقی از این موفقیت محروم می شوند

ترقیات انسان اکثرا در گروتربیتها ، فعالیتها ، کوششها و اجراء برنامه های مخصوصی است که در نخستین بخش این کتاب از نظر خوانندگان می گذرد و تاءثیر . راثت در ترقی و انحطاط ، نسبت به این عوامل بسیار کم است

اکنون ما عوامل و رموز کامیابی مردان بزرگ جهان را به طور اجمال با ذکر شواهد و نمونه های زنده از نظر خوانندگان گرامی می گذارنیم .

عوامل حقیقی کامیابی

1- کار در خور ذوق و استعداد

در هر سری شوری است ، خوشبخت کسی است که ذوقش را دریابد
یکی از رموز کامیابی این است که جوان رشته ای را تعقیب کند که مطابق ذوق و سلیقه و توانائی روحی و فکری او باشد
دستگاه آفرینش همه را یکنواخت نیافریده و در همه افراد بشر توانائی همه کار به ودیعت ننهاده است . بلکه برای گردش چرخهای اجتماع ، افراد را با ذوق و استعدادهای مخصوصی آفریده است تا هر یک رشته ای را دنبال کند که ذوق آن را دارد و کاری را انجام دهد که از عشق باطن و نیروی فطری او سر چشمه می گیرد
پاره ای از شکستها و ناکامیهای جوانان معلول انحراف ازی این اصل مسلم است که گاهی ؛ بر اثر تبلیغات غلط و تربیتهای نادرست دنبال کاری می روند که ذوق و استعداد آن را ندارند و از کاری که شایستگی و برازندگی آن را دارند سرباز می زنند
آنها این اصل مسلم را فراموش کرده اند که : در هر سری شوری است ، خوشبخت کسی است که ذوقش را دریابد
بخاطر دارم در سالهای 30 ، 31 ، 32 که مساءله نفت سرزبانها افتاده بود و هر زن و مرد ایرانی یک ((تفکر نفتی )) پیدا کرده بود و کارمندان و مهندسان صنعت نفت ارزش و قیمت قابل توجهی در میان اجتماع پیدا کرده بودند ، طرز تفکر بیشتر دانشجویان به حکم تبعیت از محیط فرق کرده بود و همه و یا بیشتر دانشجویان خواستار شرکت در رشته مخصوص ((نفت )) شده بودند ولو اینکه بیشتر آنها ذوق آن را نداشتند
سخت ترین ضربه بر پیشرفت و کامیابی یک فرد دانشجو این است که بدون این که استعداد خود را بسنجد ، بدون مطالعه دقیق ، رشته ای را تعقیب کند که ذوق آن را ندارد
جوانی که ذوق ادبی دارد از گفتار و قلم او ادب و شعر می بارد و فکر ریاضی او بسیار ناچیز است و کامیابی او به طور مسلم در غیر رشته ادبی رضایت بخش نخواهد بود
از دفتر خاطرات یک نقاش هنرمند سرگذشت کوتاهی را نقل می کنم : وی در محیط دبیرستان دانش آموز تنبلی بود . نه درس می خواند و نه می گذاشت همکلاسانش درس بخوانند . خار راهی برای خود و دیگران بود ولی چشم و ابرو و پیشانی او از استعداد مخصوصی حکایت می کرد . یک دبیر روان شناس او را به حضور طلبید ، مقداری او را پند داد ، و از عواقب این طرز زندگی ترسانید و گفت : ((همواره سایه پدر بالای سر انسان نیست ، مشکلات زندگی فراوان است و این وضع باعث عقب افتادگی توست . )) در این لحظه که او سخن می گفت ، ناگهان متوجه شد که دانش آموز در حالی که سخنان او را گوش می دهد ، با قطعه ذغالی که از روی زمین برداشته ، عکس مرغی را که روی شاخه های پر برگ نشسته است ، روی زمین می کشد
دبیر هوشمند دریافت که این عنصر برای نقاشی آفریده شده ، نه برای حل معالات جبری . او هر چه در این راه رنج ببرد ، کمتر سودی خواهد برد . وظیفه وجدانی خود دانست که به ولی او جریان و تشخیص خود را گزارش دهد
او هنگامی که با پدر وی روبرو گردید چنین گفت : ((فرزند شما ذوق سرشاری در هنر نقاشی دارد . اگر او را وادار کنید که تغییر رشته دهد شاید در این رشته سرآمد روزگار گردد)) . گذشت زمان صحت گفتار دبیر آزموده را اثبات کرد و چیزی نگذشت که وی نقاش چیره دست و هنرمندی گردید
از ادیسون پرسیدند چرا اغلب جوانان موفق نمی شوند ؟ گفت : ((برای اینکه راه خود را نمی شناسد و در جاده دیگری گام برمیدارند)) . 
یک چنین افراد دو نوع ضرر بر جامعه می زنند : 1- کاری که شایستگی آن را دارند و اگر آن را تعقیب کنند کامیاب می شوند ، انجام نمی دهند . 2- کاری را که عهددار آن شده اند بخوبی انجام نداده و از عهده آن بر نمی آیند
عقربک استعداد هر فردی از هنگام تولد به سوی کاری که برای آن آفریده شده متوجه است
سعادتمند کسی است که مربیان او سمت تمایل این عقربه را بدست بیاورند
امروز در کشورهای توسعه یافته با آزمایشهای مخصوص استعداد افراد را به دست می آورند و آنها را وادار می نمایند که در رشته ای که استعداد آن را دارند وارد شوند
ایکاش دانشمندان به موازات دستگاههای حرارت سنج و زلزله سنج ، دستگاهی به نام ((استعداد سنج )) اختراع می کردند تا در تمام آموزشگاهها نصب می شد و میلیونها استعداد بشری براثر بدی محیط و ناآشنائی مربیان و پدران و مادران به هدر نمی رفت
گالیله در بچگی علاقه به ساختن ماشین آلات بچگانه داشت . پدر او بر خلاف میل فرزند ، او را وادار کرد که طب بخواند . او در این راه ترقی نکرد . سپس به آموختن ریاضیات و فیزیک پرداخت بالنتیجه نبوغ خود را در نجوم و چیزهائی که عقربک استعداد او نشان می داد ، ابزار نمود
گالیله نخستین کسی بود که اثبات کرد زمین به دور خورشید می گردد و نخستین کسی بود که ((پاندول )) ساعت را ساخت
تولستوی هنوز بچه بود که علاقه زیاد به مطالعه کتاب پیدا کرد و کتابهای فلسفی را زیاد می خواند و در این دوران سعی می کرد مسائل مهم زندگی را مطرح سازد و تا پایان عمر این مسائل در قلمرو و فکر او بود
جرج مورلند نقاش حیوانات از شش سالگی هنر نقاشی خود را ابزار می کرد . او با این که در سن 41 سالگی بدرود زندگی گفت ، آثار گرانبهائی در نقاشی از خود به یادگار گذارد
زراه کولبرن از طفولیت استعداد ریاضی اش نمودار بود . گاهی از او می پرسیدند : ((در یک سال یا بیشتر چند ثانیه وجود دارد ؟ )) پس از تاءمل مختصری پاسخ صحیح آن را می داد
جیمز وات ، مخترع چندین آلت مکانیکی و کاشف نیروی بخار ، از آغاز کودکی به آزمایش علاقه زیادی داشت و از این طریق کامیابی هائی در علوم طبیعی بدست آورد
داروین در دوران کودکی کلکسیون جانوران داشت . و این کشش طبیعی او را به مطالعه درباره ثبات و یا تحول انواع واداشت و نظریه اشتفاق و تحول انواع را پس از یک سفر طولانی به وسیله کتاب ((بنیاد انواع )) انتشار داد
از پیشوایان مذهبی ما دستور اکید رسیده است که خود را بشناسیم و بسان غواضان در دریای وجود خود فرو رویم و با نورافکنهای قوی خود ، به شناسائی درون خود بپردازیم تا راز درون مت بر ما روشن گردد
تمایلات باطنی ما بسان مغیاطیسی است که شبیه و هم سنخ خود را می کشد و در مخزنی به نام ((حافظه )) انبار می نماید و در مواقع لزوم از آنها بهره برداری می کند . اگر آنچه را می آموزیم مطابق ذوق و تمایلات باطنی ما باشد ، به آسانی وارد مخزن شده تا مدتی ثبات و قرار خود را حفظ می کند . ولی اگر کاری را تعقیب نمائیم که شایستگی طبیعی آن را نداریم ، در اندک زمانی از مغز و مراکز حفظ ما فرار می کند و در نتیجه موفقیت ما خیلی کم می شود . یک چنین فرد منحرف از تمایلات استعداد خود بسان کسی است که بر خلاف جریان آب شنا کند . یا دستخوش امواج کوه پیکر آب می گردد و یا با کامیابی ناچیزی روبرو می شود
وقتی انسان خود و شایستگی خود را شناخت و کار مطابق استعداد خود را پذیرفت ، چون عشق و کشش باطنی آن را دارد ، در هدف خود کامیاب می گردد
یک سلسله استعدادهائی هست که در شرائط مخصوصی بروز و نمو می کند . روان شناس زبر دستی لازم دارد که این نوع استعدادها را تشخیص دهد
چه بسا نوآموزانی در آغاز تحصیل کودن و نفهم به نظر می رسند ولی بعدا در سنین مخصوصی نابغه می شوند . پیداست ، به حکم قوانین طبیعی ، شکفتن ایت ، گونه شایستگی شرائط دیگری لازم داشت است . می گویند اینشتین ، دانشمند بزرگ و ریاضی دان عصر حاضر ، در کلاسهای ابتدائی رفوزه می شد ، ولی او در محیطهای مخصوصی قدرت دورنی خود را ابزار نمود
چه بسا افسرانی که یک مدت به زبونی و ترس و بیعرضگی معروف بودند ، ولی در موقع کار ، دلاوریهائی از خود نشان دادند که دهانها از تعجب باز ماند
به ملکشاه سلجوقی خبر رسید که قیصر روم در صدد تسخیر بغداد است . با ارتش منظم به سمت مرز ایران حرکت کرد . خواجه نظام الملک روزی از ارتش سان دید ، ناگاه قیافه سرباز کوتاه قدی توجه او را جلب کرد . دستور داد که او را از صف بیرون کنند . تصور کرد که از این سرباز کاری ساخته نیست . ملکشاه گفت : ((چه می دانی ؟ شاید همین سرباز قیصر را اسیر کند)) اتفاقا فتح و پیروزی با مسلمانان شد و قیصر روم به دست همین سرباز اسیر گردید !

2- کار و کوشش و فعالیت

لیس للانسان الا ما سعی سعادت هر کس در گرو عملش می باشد
صفحات گیتی و نظام جهان آفرینش گواه روشنی است که کامیابی هر موجودی وابسته به فعالیت و کوشش اوست . تا صدها فعل وانفعال شیمیائی در یک نهال به وجود نیاید ، هرگز یک درخت برومند نخواهد شد . هر موجود ذیر وحی ار روی غریزه و یا فطرت به این حقیقت رسیده که بقاء ناموس حیات در گرو کار و کوشش است
عدم پیروزی عده ای از جوانان ما عللی دارد . یکی از آن علل این است که روح کار کردن و فعالیت در بعضی از آنها کشته شده است
هجوم جوانان به سوی ادارات و اشغال کرسیها و میزهای مؤ سسات دولتی گواه روشنی است که عشق به کارهای سنگین کمتر شده است
بجای اینکه این جوانان مولد ثروت باشند مصرف کننده ثروت هستند
زندگی مردان موفق شهادت می دهد که همگی مرد کار و زحمت بودند و به قول الکساندر هامیلتن نابغه عصر خود : ((مردم می گویند تو نابغه هستی . من از نبوغ خود خبر ندارم فقط می دانم شخص زحمتکشنی هستم . )) و به قول یکی دیگر از دانشمندان : ((آنچه شده ام نتیجه کار است . من در سراسر عمرم لقمه ای بدون کار و زحمت نخورده ام . ))
این صنایع شگفت انگیز مولود کوششهای خستگی ناپذیر دانشمندان است . مخترع رادیو گاهی تا سحر در حالی که همه اهل خانه در خواب فرو رفته بودند ، کار می کرد
ادیسون برای تکمیل پاره ای از اختراعات خود شبها و روزها در آزمایشگاه می ماند و برای آن که نیروی برق را طوری تسخیر کند که استفاده از آن ارزن و آسان باشد ، بارها اتفاق می افتاد که دو روز و یا سه روز از آزمایشگاه بیرون نمی آمد و چه بسا غذا خوردن را فراموش می کرد و به چند پاره نان خشکیده اکتفا می نمود
در زندگانی پاستور دانشمند بزرگ فرانسه می خوانیم که شعار او در طول زندگی ((کار)) بود . گاهی چنان سرگرم کار می شد که سروصدا و غوغای بیرون آزمایشگاه را نمی شنید . حتی هنگامی که قوای مهاجم آلمان شهر پاریس را محاصره کردند و غریو توپهای دشمن در آن شهر محشر بپا کرد ، او به هیچ وجه این غوغا را که بیرون آزمایشگاه بپاخاسته بود ، متوجه نشد
ناپلئون شبانه روز پنج ساعت می خوابید و بقیه ساعات را مشغول کار بود
نابغه شرق ، ابن سینا ، مردی پرکار و پرمطالعه بود . کتابهای متنوع او یادگار و نشانه فعالیتهای خستگی ناپذیر اوست . کتاب ((شفا)) در فلسفه و ((قانون )) در طب دو اثر بزرگ او شهرت جهانی دارد و کتاب اخیر وی به زبانهای زنده جهان ترجمه شده است
ابن رشد ، دانشمند اسلامی ، از موقعی که با کتاب آشنا شده بود حتی یک روز از عمر خود را بدون مطالعه و تفکر نگذارنده بود
کتاب ((جواهر الکلام )) یکی از کتابهای نفیس و از مدارک فقه اسلامی است و تاکنون کتابی به این جامعی در فقه نوشته نشده است . چاپ اخیر کتاب در حدود چهل جلد نسبتا قطور می باشد
دانشمند گرامی آقای محمدتقی قمی که از شخصیتهای ایرانی ساکن مصر بود ، نقل می کرد که روزی تمام مجلدات این کتاب را به نظر اساتید دانشگاه مصر رسانیدم و گفتم همه این مجلدات را با این دقت ، یک نفر نوشته است . آنان از شنیدن این سخن فوق العاده تعجب کردند
یکی از اساتید بزرگ و عالیقدر ما از فقید علم و فلسفه و عرفان آقای شاه آبادی نقل می کرد که
پدرم یکی از شاگردان مرحوم نویسنده کتاب ((جواهر الکلام )) بود . روزی که آن دانشمند بزرگ با مرگ و فقدان فرزند ارشد و دانشمند خود روبرو گردید ، موقعی مراسم غسل او به پایان رسید که هوا روبه تاریکی بود . لذا قرار شد بدن او را در یکی از بقعه های صحن مطهر امیرالمؤ منان بگذارند و فردای آن روز مراسم تشییع در میان انبوه جمعیت به عمل آید
با اینکه مرحوم صاحب ((جواهر)) داغدار بود مع الوصف همان شب برنامه مطالعه و نوشتن خود را تعطیل نکرد . با کمال صبر و استقامت ، پس از خواندن مقداری از کلام اللّه مجید در کنار بدن فرزند عزیز خود به مطالعه و نوشتن صفحاتی از کتاب ((جواهر)) پرداخت
مرجع عالیقدر اسلام مرحوم آقای بروجردی می گفتند : ((یک شب که درباره یکی از مسائل علم اصول (ترتب ) فکر می کردم و می نوشتم چنان سرگرم مطالعه و فکر و نوشتن بودم که رنج بی خوابی را ملتفت نبودم . یک مرتبه صدای مؤ ذن به گوشم رسید ، متوجه شدم که هوا دارد روشن می شود و من از آغاز تا پایان شب سرگرم کار بوده ام . ))
در افسانه های پیشینیان آمده است که در نقاط گوناگون زمین گنجهائی است و روی هر گنجی اژوهائی است و تا بر آن پیروز نشویم . گنج میسر نخواهد شد
بسیاری از مردم این مطلب را افسانه پنداشته و گروهی نیز به ظاهر آن اکتفا کرده اند . یعنی تصور نموده اند که واقعا در زیر زمین گنجها و دفینه هائی است و حقیقتا روی هر گنجی ماری خوابیده است 
در صورتی که جمله فوق حقیقتی را در بر دارد و آن گنجها همان ذخائر فکری یا طبیعی است که در اختیار بشر گذارنده شده ، و موهبتهائی است که خداوند بزرگ به ما داده است . آن مارها کنایه از مشکلات و مشقتهائی است که باید بشر در راه تحصیل آن متحمل گردد
ادیسون می گوید : ((هیچ یک از اختراعات من محلول تصادف نیست . وقتی که معتقد شدم فلان کار نتیجه بخش است خودم را به آن کار می بندم و تجربه روی تجربه می کنم تا کامیاب شوم . ))
نیوتن می گوید : ((اگر من به جائی رسیده ام براثر کار و کوشش است . ))
میکلانژ می گوید : ((اگر مردم می دانستند که برای احراز مقام استادی چه رنجها برده ام از دیدن شگفتیهای هنرم متعجب نمی شدند . ))
و به قول بزرگمهر باید لب فروبست و بازو گشود و کار کرد و دم نزد و یقین نمود که کلید طلائی کامیابی کار و کوشش است
براستی برخی از مردان روان عظیمی دارند و روح آنها بسان دریا بی قرار است . حرارت و عشق و علاقه آنها به کار و هدف ، آنها را به جنبش و حرکت در می آورد . حتی در لحظات سخت زندگی نیز دست از کار و کوشش بر نمی دارند
مورخ بزرگ اسلامی ، ابن خلدون ، شاهکار نفیس خود به نام ((مقدمه بر تاریخ )) را در تبعید گاه نوشته است
فیلسوف شرق ، خواجه نصیر الدین طوسی ، که مدتها در قلعه ((الموت )) از طرف فرقه اسماعیلیه باز داشت بود کتاب بزرگ و ذیقیمت خود به نام ((شرح اشارات )) را در آن زندان نوشته است
دانشمند بزرگ ما ، مرحوم شهید اول ، اثر ارجداری به نام ((لمعه )) را که متن قوانین اسلامی است در زندان دمشق نوشته است
سروالترراله ((تاریخ دنیا)) را در زندان نوشته است
رابن کرمو شاهکار ادبیات انگلستان را در زندان به وجود آورده است . ما در این قسمت به همین اندازه اکتفا کرده و سخنانی از بزرگان برای خوانندگان گرامی نقل می نمائیم
رسول گرامی کارگری را دید که دستش آماس کرده بود . دست او را بلند کرد و فرمود : ((آتش دوزخ هیچ گاه این دست را نمی سوزاند . این دستی است که خدا و پیامبر او آن را دوست می دارند . هر کس از دسترنج خود زندگی کند خدا با نظر رحمت به او می گردد . ))(1
عابدی خدمت پیامبر رسید . به عرض حضرتش رساندند که او تمام سال را با عبادت می گذراند و مخارج عائله او را برادرش می دهد . پیامبر فرمود : ((برادر او که متکفل مخارج عائله اوست از وی در نزد خدا مقربتر و از او عابدتر است . ))
امیرمؤ منان در مسجد کوفه به دسته اس برخورد کرد که در گوشه ای نشسته بودند . از خصوصیات آنها پرسید . عرض کردند : ((رجال الحق )) هستند و اگر کسی چیزی به آنها بدهد می خورند والا صبر می نمایند . فرمود : ((سگان بازار کوفه نیز چنین هستند . اگر استخوانی برسد می خورند و گرنه صبر می کنند . )) سپس دستور داد که حلقه ((رجال الحق )) پراکنده شود و هر کدام دنبال کاری بروند
سعادت و خوشبختی در خانه کسی را می زند که ساعی و کوشا باشد
کسانی که جهان را تکان داده اند ، از نظر مواهب عقلی و فکری ، زیاد فوق العاده نبوده اند ؛ بلکه شالوده موفقیت آن ها را کار و کوشش و بعدا ثبات و استقامت تشکیل می داده است
بزرگان جهان برای تامین زندگی از تصدی کارهای کوچک پروائی نداشتند . بسیاری از شاگردان حضرت امام صادق علیه السلام روغن فروش ، کفش دوز ، شتردار ، و . . . بودند
افلاطون هنگام سیاحت در مصر مخارج سفر خود را از روغن فروشی در می آورد
لینه گیاه شناس معروف کفش دوز بود
بدبختانه یکی از فحشهای رجال ما این است که در مقام مذمت افراد می گویند : حمال ! در صورتی که باربری شغل شریفی است و اگر یکی روز باربران اسکله دست به اعتصاب بزنند ، یا باربران یک شهر دست از کار بکشند ، زندگی فلج می شود
پیشوای بزرگ جهان انسانیت حضرت امیر مومنان علیه السلام با دست خود باغهای زیادی احداث میکرد و بعدا به بینویان واگذار می نمود . با قدرت بازوان خود قناتهای متعددی در گوشه و کنار مدینه بوجود آورد و از عرق ریزی در راه کار هرگز واهمه نداشت
پیامبر اسلام کسی را که سرباز اجتماع باشد لعن نموده و او را از رحمت خدا دور دانسته است . (2
پشوای پنجم ما حضرت امام باقر علیه السلام در هوای گرم به مزرعه و باغ خود می رفت و در حالی که عرق از پیشانی او می ریخت ، دستورات لازم به متصدیان کار می داد و شخصا کارها را روبه راه می ساخت . وقتی مورد اعتراض یکی از دوستان خود محمد منکدر قرار گرفت و او تصور کرد که کار کردن برای شخصیتی مانند امام باقر شایسته نیست ، امام در پاسخ وی گفت : ((کار و کسب یک نوع عبادت است . من بدین وسیله می خواهم خود و خانواده ام را از تو و دیگران بی نیاز سازم . )) (3)

3 -ایمان به هدف

نشان مرد مومن با تو گویم : اگر مرگش رسد خندان بمیرد
ایمان به هدف محرک باطنی و درونی است که خواه ناخواه انسان را به سوی هدف می کشاند . از آنجا که حب ذات در انسان ریشه عمیقی دارد و ریشه آن هرگز گسستنی نیست ، هر گاه انسان مطمئن باشد که سعادت و کامیابی او در گرو فلان کار است ، خواه ناخواه به سوی آن می رود
فردی که به صحت و تندرستی خود علاقه دارد ، روزی که بیمار می وشد داروی تلخ را به آسانی می خورد و خود را زیر چاقوی جراحان قرار می دهد . چرا ؟ ! زیرا می داند بهداشت و عافیت او در گرو دارو خوردن ، جراحی و بریده شدن عضوهای فاسد است
غواصی که یقین دارد در دریا جواهرات گرانبهائی وجود دارد با عشق خاصی خود را در کام امواج آن قرار می دهد ، ولی اگر اعتقاد و ایمان از بیمار و غواص سلب شود ، دست روی دست گذارده ، نه دارو می خورد ، و نه در امواج دریا فرو می رود
در پرتو این ایمان ، انسان که کمیابی و نیل به هدف را در سر می پروراند سختیها و مرارتها را آسان می شمارد و با خار و تیر همبستر می گردد و نمی نالد . گاهی برای عشق به هدف می کند . با چهره باز به استقبال مرگ می رود و با نشاط فراوان در راه هدف جان می سپارد
نشان مرد مومن با تو گویم
اگر مرگش رسد خندان بمیرد
این همان عشق و علاقه و اعتقاد و ایمان به هدف است که فضانوردان را تا آستانه مرگ می کشاند و برای گشودن طلسم آسمانها و تسخیر کرات سماوی آنان را به تلاش همه جانبها وادار می کند
چهارده قرن پیش در بیابان بدر ، مسلمانان که شماره آنها از 313 نفر تجاوز نمی کرد ، و از نظر ابزار جنگی و دفاعی تجهیز کافی نداشتند . با ارتش مجهز و نیرومند قریش روبرو شدند
احتمال پیروزی مسلمانان از نظر محاسبه یک کارشناس نظامی بسیار ناچیز بود و هرگز تصور نمی شد که این گروه ناچیز سزازمان یک ارتش نیرومند را درهم کوبند . ولی برخلاف پندارهای مردم مادی و کارشناسان ماده پرست ، یک اقلیت داریا نیروی ایمان به هدف ، در ظرف چند ساعت بر یک ارتش مجهز پیروز گردید
علت کامیابی و پیروزی این اقلیت همان ایمان به هدف بود که مرگ و شهادت را برای آنها آسان کرد
این حقیقتی است که خود دشمن به آن اعتراف کرد زیرا پیش از نبرد قهرمانی از سپاه دشمن مامور شد که قدرت مادی و روحی سپاه مسلمانان را ارزیابی کند و گزارش صحیحی در این باره به فرماندهی کل قوا تسلیم نماید . او پس از یک بررسی صحیح چنین گزارش داد
مسلمانان اگر چه از نظر شماره در اقلیت هستند ولی از نظر توانائی روحی و استقامت در راه عقیده خود بسیار ممتازند . آنان جمعیتی هستند که جز شمشیرهای خود پناهگاهی ندارند . تا هر نفر از آنها یک نفر از شما را نکشد کشته نخواهد شد . هر گاه به تعداد خودشان از شما کشتند دیگر زندگی چه سودی خواهد داشت
سرباز مومن به هدف از هیچگونه جانبازی و فداکاری مضایقه نمی کند و میدان نبرد با حجله عروسی برای او فرق ندارد . چنین نمونه های بارزی در تاریخ اسلام و سایر ادیان وجود دارد
گردانی از ارتش اسلام اسیر روم مسیحی گردید و در دادگاه نظامی دشمن همه به اعدام محکوم شدند . به فرمانده گردان پیشنهاد شد که اگر به آئین مسیح بگرود ، دادگاه راءی خود را پس خواهد گرفت . فرمانده مسلمان که هدف را بالاتر از جان خویش می پنداشت و می دانست که اگر حتی به ظاهر دست از اسلام بردارد ، و به آئین مسیح بگرود ، علاوه بر اینکه به آئین خود که آن را بالاتر از جان خویش می داند اهانت کرده ، سبب خواهد شد که سائر سربازان اسلام که در همان زمان در جبهه های جنگ با کمال مردانگی می جنگیدند ، شهامت خود را از دست بدهند و روح تسلیم بر آنها حکومت نماید
لذا با صراحت پیشنهاد دادگاه را رد کرد . دادگاه به فرمانده که نامش حذافه بود وعده داد که اگر آئین مسیح علیه السلام را انتخاب کند ، با دختر قیصر ازدواج خواهد کرد و به پست های عالی گمارده خواهد شد . وی بازپیشنهاد دادگاه را رد کرد . قیصر که خود در دادگاه حاضر بود دستور داد یکی از سربازان اسلام را در دیک داغ پر از روغن زیتون بیندازند تا حذافه ببیند که حکم دادگاه قطعی است و شوخی بردار نیست . او با دیدگان خود دید که گوشتهای سرباز از استخوانهایش جدا شده و جسدش در میان دیگ روغن بالا و پائین می رود . در این لحظه حذافه سخت گریست و آنان تصور کردند که وی از ترس به گریه افتاده است . وی فورا رو به آنها کرد و چنین گفت
من هرگز از این سرنوشتی که در انتظارم است گریان نیستم . من از این جهت گریه می کنم که یک جان بیش در اختیار ندارم تا آنرا فدای اسلام سازم . ایکاش به شماره موهایم جان داشتم و آن را فدای عقیده خود می ساختم
حضار از این ایمان راسخ انگشت تعجب به دندان گرفتند و به بهانه خاصی او را با هشتاد سرباز ازاد ساختند . (4
تا چند پیش در جهان سیاست مساله ای به نام ویتنام وجود داشت . یک ملت پابرهنه و مسلح به نیروی تیر و کمان ، در پرتو ایمان و اعتقاد به هدف ، اقتصاد و ارتش امریکا را به زانو در آورد و در حقیقت یک ویت کنگ برای آمریکا یک میلیون دلار خرج تراشید
در سال 1965 ، امریکا 80000 تن بمب برفراز ویتنام جنوبی (مناطق تحت اختیار ویت کنگها) و ویتنام شمالی ریخته است ، و بیش از 15 میلیارد و 800 ملیون دلار در سال 1966 خرج کرده است . (5
کشیشان بودائی در میدان های سایگون خود را آتش می زنند و بدون آنکه کمترین لرزش در سیمایشان مشاهده شود ، مانند مشعل می سوزند و بودائیان در اطرافشان سرود مذهبی می خوانند . این معلوم ایمان راسخی است که سرزمین آنها را میدان مبارزه شرق و غرب کرده است
ولی برای تقویت اراده افسران و سربازان امریکائی لازم است هر ماه دسته ای از هنر پیشه ها با مخارج گزاف براه افتند و به زندگی تیره آنها با تشکیل محافل و مجالس رقص صفای مادی بخشند
سربازان ویتنامی برای هدف مشخص می جنگند و هدف آنها خاتمه دادن به دوران استعمار و آزاد زیستن است . ولی سرباز امریکائی نمی داند برای چه می جنگد . زیرا سرزمین وی با سرزمین ویتنام هزاران فرسنگ فاصله دارد
ایمان به هدف آثار فراوانی دارد . بزرگترین آثار ایمان همان جانبازی و فداکاری است و در کتاب آسمانی مسلمانان تصریحات زیادی نسبت به این موضوع شده است .

4- استقامت و پشکار

پافشاری و استقامت میخ سزد ، 
از عبرت بشر گردد
برسرش هر چه بیشتر کوبی
پافشاریش بیشتر گردد
صبر و شکیبائی و استقامت بردباری از شیوه مردان بزرگ و کامیاب جهان است . صبر شکیبائی که یک فضیلت عالی انسانی است گاهی با یک رذیله اخلاقی به نام سستی و تنبلی و دست روی دست گذاردن و تن به تقدیر و قضا دادن و زیر بار هر گونه تعدی و ستم رفتن اشتباه می شود . در صورتی که شکیبائی بردباری و استقامت و پشتکار ، ضامن سعادت و کامیابی است ، و بیحالی و بیعاری و سستی و تنبلی موجب تیره روزی و بدفرجامی . اکنون ما این دو حالت متضاد را با نقل مثالهای گوناگون از هم جدا می سازیم
1-
باغبانی می خواهد در داخل باغ چمن و گلستانی داشته باشد که بوی گلها شامه واردین را معطر کند و الوان مختلف گلها چشمها را خیره سازد و به محیط باغ صفای مخصوصی بخشد . باغبانی که چنین آرزوئی را در سر می پروراند باید در طریق آرزوی خود تن به کار داده ، سوز گرما و سرما را بر خود هموار سازد . با نیش خار همدم گردد و وقت و بیوقت به باغ سرکشی کند . ما این گونه تحمل رنج را برای هدف عالی صبر و شکیبائی می نامیم
2-
بازرگانی که در طلب سود و بالا بردن سطح ثروت خویش است باید رنج سفر دریائی و زمینی و هوائی را تحمل کند . دانشجوئی که می خواهد بهترین نمره را بیاورد و سیاستمداری که می خواهد قلوب ملت را متوجه خویش سازد ، باید با استقامت زائدالوصفی مقدمات کار و عقیده خود را انجام دهد . اینجاست که حافظ شیرازی می گوید
صبر و ظفر هر دو دوستان قدیمند
بر اثر صبر نوبت ظفر آید
ممکن است تصور شود که این عامل پیروزی به نام استقامت پشکار باید در دومین رمز موفقیت که به نام کار و کوشش گذشت ادغام گردد . در صورتی که چنین نیست . چه بسا افرادی در آغاز کار روح کار و کوشش دارند ولی موقعی که به شدائد و سختیها بر می خورند فوق العاده ناتوان می شوند . لذا باید بردباری را پشتوانه کار و کوشش شمرد و انگیزه ای برای ادامه کار دانست
موفقیتها یکنواخت نیست ، دیر و زود دارد ، هرگز نبایست انتظار داشت در همه کارها یکنواخت و یکزمان موفق گردیم . وضع کارها با هم فرق دارد ، چه بسا کارهای آسانی در شرائط پیچیده ای قرار می گیرند . وانگهی استعداد و شایستگی یکسان باشند ، ولی هوش و درک آنها از نظر درجه و شدت و ضعف با هم فرق داشته باشد . چه بسا ممکن است یک نفر کاری را در ظرف یک سال بیاموزد و مشکلات آن را در همان مدت برطرف سازد . این دلیل آن نیست که همه بایست آن را در همان مدت بیاموزند
می گویند : جرج استفن ، مهندسی که معروف به ((پدر راه آهنها)) گردید ، در کسب دانش بکندی پیش می رفت ولی اولین لکوموتیو جهان به دست او ساخته شد و نخستین قطار مسافربری را او در سال 1825 میلادی به راه انداخت
دانشمندان می گویند دو نوع نبوغ وجود دارد : نبوغ دیررس و نبوغ زودرس . و صفحات زندگانی نوابغ جهان گواه قطعی بر این تقسیم است
ما نیز می گوئیم کامیابی دو جور است
کامیابی نزدیک ، و کامیابی دور . به علت دیر شدن کامیابی نباید دست از کار کشید و موفقیت را محال و ممتنع دانست
ابوجعرانه ، دانشمند و عالم بزرگ اسلامی ، به ثبات و استقامت معروف است . وی که درس استقامت را از یک حشره به نام جعرانه فرا گرفته است می گوید
در مسجد جامع دمشق کنار ستون صافی نشسته بودم که دیدم این حشره قصد دارد روی آن سنگ صاف بالا برود و بالای ستون کنار چراغی بنشیند . من از اول شب تا نزدیکیهای صبح در کنار آن ستون نشسته بودم و در بالا رفتن این جانور دقت می کردم . دیدم 700 بار از روی زمین تا میانه ستون بالا رفت و در اثنا شکست خورده ، به روی زمین افتاد ؛ زیرا آن ستون صاف بود و پای او را روی آن قرار نمی گرفت و در وسط می لغزید
از تصمیم و اراده آهنین این حشره فوق العاده در تعجب فرو ماندم . برخاستم وضو ساختم و نماز خواندم . بعد نگاهی به آن حشره کردم و دیدم بر اثر استقامت شاهد مقصود را در آغوش کشیده و کنار آن چراغ نشسته است
پافشاری و استقامت میخ
سزد ار عبرت بشر گردد
بر سرش هر چه بیشتر کوبی
پافشاریش بیشتر گردد
دموستن از سخنوران بزرگ امریکاست . او در فن خطابه پی در پی با شکست روبرو می شد و زبانش می گرفت . و برای تکمیل فن خطابه ، در زیر زمین ، به تمرین می پرداخت
گاهی با تراشیدن نصف سرو صورت ، قیافه خنده آوری پیدا می کرد ، و بدین وسیله مجبور می شد ، ماهها در خانه بماند ، و مشغول تمرین خطابه گردد
سرگذشت سکاکی دانشمند قرن هفتم هجری بسیار جالب است . وی در سی سالگی تحصیل را آغاز نمود . با اینکه آموزگار او از موفقیت وی ماءیوس بود ، او با شور و پشتکار عجیبی مشغول تحصیل شد
آموزگار برای درک هوش و زمینه فهم وی مساءله ساده ای را طرح کرد و آن یک مساءله از فقه شافعی بود که پوست سگ با دباغی پاک می شود . و استاد آن را چنین مطرح ساخت : ((پوست سگ با دباغی پاک می شود . )) سکاکی آن را زیاد تکرار کرد و با شور و شوق آماده درس پس دادن بود
فردای آن روز معلم در میان انبوهی از شاگردان از سکاکی پرسید که مسئله دیروز چه بود ؟ سکاکی ناگهان گفت : ((سگ گفت پوست استاد با دباغی پاک می شود . )) در این لحظه شلیک خنده شاگردان و معلم بلند شد . ولی روح آن نوآموز سالمند به اندازه ای توانا بود که از این عدم موفقیت در امتحان شکست نخورد و ده سال تمام در این راه گام زد . ولی به علت بالا بودن سن ، تحصیل او رضایتبخش نبود
روزی برای حفظ درس به صحرا رفته و اثر ریزش باران را روی صخره ای مشاهده کرد . او از دیدن این منظره پند گرفت و گفت : ((هرگز دل و روح من سختتر از این سنگ نیست . اگر قطرات دانش بسان آب باران در دل من ریزش کند ، به طور مسلم اثر نیکوئی در روان من خواهد گذارد)) . 
او به شهر بازگشت و با شور زائدالوصفی مشغول تحصیل شد و بر اثر استقامت و پشتکار ، یکی از نوابغ ادبیات عرب گردید . وی کتابی در علوم عربی انتشار داد که مدتها محور تدریس در دانشکده های اسلامی بود . (6
چشمه ساری از کوهساران سرازیر می شود و در مسیر راه به صخره ها و موانع زیادی برمی خورد که چه بسا ساعاتی از پیشروی آب جلوگیری کرده ، و در برابر آن مقاومت سرسختانه نشان می دهند . آب با کند و کاو ریز ریز و پی گیر خود هر لحظه از نیروی موانع می کاهد و با باز کردن منافذ و دریچه های ریز راهی برای خود باز می کند . این مثل را که حقیقتی است قابل توجه ، مرحوم ملک الشعراء بهار بنظم در آورده است
جدا شد یکی چشمه از کوهسار
بره گشت ناگه بسنگی دچار
به نرمی چنین گفت با سنگ سخت
کرم کرده راهی ده ای نیکبخت
ولی سنگ چون خو گران بود سر
زدش سیلی و گفت دور ای پسر
نجنبیدم از سیل دریا گرای
که ای تو ، که پیش تو جنبم زجای
نشد چشمه از پاسخ سنگ سرد
به کندن در ایستاد و ابرام کرد
بسی کند و کارید و کوشش نمود
کزین سنگ خارا رهی برگشود
ز کوشش به هر چیز خواهی رسی
به هر چیز خواهی کماهی رسی
کسانی که مشغول کارهای اجتماعی هستند بیش از دیگران به صبر و حوصله و ثبات و استقامت نیازمندند و بدون بردباری هرگز گامی به پیش نخواهند برد
یکی از فلاسفه انگلستان عقیده داشت که هیچ کس در انجام کاری ناتوان نیست . وی روزی با یک اسب سوار ماهر همسفر شد . در اثناء راه به دیوار کوتاهی رسیدند . سوارکار ماهر با یک ضربه بر اسب از بالای دیوار پرید . فیلسوف مزبور خواست همان کار را انجام دهد ولی موفق نشد و از اسب به زمین افتاد . از زمین برخاست و دومرتبه اسب را زد تا از روی دیوار به آن سوبپرد لکن باز از روی اسب افتاد . بار سوم بر اثر سعی و ثبات موفقیت به دست آورد
اودوبون ، حیوان شناس معروف امریکا ، دویست تصویر از پرندگان گوناگون را روی کاغذ ترسیم کرده و هنگام مسافرت همه را در صندوقی گذارده بود . در غیاب وی تمام اوراق طعمه موشها شده بود . وی موقعی که در صندوق را باز کرد ، زحمات خود را بردباد دید . بسیار متاءثر شد ولی در پرتو سعی و استقامت همه تصاویر را از نو ترسیم کرد
یکی از دوستان کارلایل جلد اول تاریخ فرانسه را از وی عاریت گرفت و این نسخه منحصر بفرد در خانه . دوست وی براثر اشتباه خدمتگزار خانه طعمه آتش گردید . ولی او با صبر و استقامت کامل تمام کتاب را از نو نوشت
هاروی ، کاشف گردش خون در بدن ، هشت سال مشغول آزمایش بود تا به نظریه خود یقین و اطمینان پیدا کرد . سپس آن را با دلائل ساده ابزار نمود . صدای مخالفت از هر طرف بلند شد . گروهی او را مجنون و دیوانه خواندند و دوستانش وی را ترک کردند . او با کمال ثبات و استواری به دفاع از عقیده خود پرداخت و اکنون کشف وی یکی از مسلمات علوم طبیعی است .

5- تمرکز فکر

قطرات باران اگر در نقطه ای گرد آید ، دریاچه ای را تشکیل می دهد و اگر پراکنده شود ، در دل زمین فرو می رود . همچنین است فعالیتهای فکری و بدنی ما
تمرکز فکر یکی از عوامل کامیابی است . تمرکز دادن فکر در یک نقطه باعث می شود که فشار فکر به یک نقطه متوجه گردد و هرگونه مانع سرسخت از جلوی پا برداشته شود . نقش تمرکز فکر در کار ، همان نقش اهرم در فیزیک است . کار اهرم این است که نیروها را در نقطه ای متمرکز می سازد و با یک فشار متناسب ، جسم سنگینی را بلند می کند . لذا با تمرکز فکر در یک نقطه ، بسیاری از مشکلات از پیش پای انسان برداشته می شود
فعالیتهای بدنی و فکری ما بسان قطرات باران است که اگر در نقطه ای گرد آید ، دریاچه ای را تشکیل می دهد ، ولی اگر پراکنده شود ، در دل زمین فرو می رود و نتیجه ای به دست نمی آید
شما آوازه نابغه شرق ، شیخ بهائی ، را شنیده اید . وی در بسیاری از علوم طبیعی و ریاضی و اسلامی دست توانائی داشت و به عنوان یکی از چهره های درخشان خاور زمین در بسیاری از رشته های علمی آثار ارزنده ای از خود به یادگار گذارده است . وی می گوید
من با دانشمندان نامدار که ذی فنون بودند و در رشته های گوناگون کار کرده ، و در هر علمی اطلاعات وسیعی به دست آورده بودند ، وارد بحث و مذاکره شدم و بر همه آنها پیروز گشتم . ولی هر موقع با متخصص یک فن یعنی کسی که تمام نیروی خود را در یک رشته به کار برده بود ، به بحث پرداختم سخت مغلوب شدم ؛ زیرا بر اثر متناهی بودن نیروی فکری ، زوایائی از هر علم برای من مخفی مانده بود
قوای عقلی در حل مشکلات بسان اشعه خورشید است که اگر به وسیله ذره بین در نقطه ای متمرکز نشود ، چیزی را که در مقابل آن قرار گرفته است نمی سوزاند . و اشعه فکر انسانی تا به نقطه واحدی نتابد موانع را ریشه کن نمی سازد و جوانب موضوع را روشن نمی کند
معلمان مجرب هواره شاگردان را تشویق می کنند که در هر موضوعی دقت خود را به کار اندازند . دقت جز متمرکز ساختن قوا در نقطه ای ، چیز دیرگی نیست و همه اکتشافات معلول و اثر مستقیم دقت کاشفین در یک موضوع است
عده ای هستند که اصلا در زندگی نقشه و هدف ندارند وبسان یک کشتی و یا هواپیمای بدون قطب نما ، سرگردانند . یک چنین کشتی براثر تصادم با کوههای مخفی دریائی خرد می شود و چنین هواپیمائی به هنگام عبور از روی چاههای هوایی در آن سقوط می نماید
افراد بی نقشه نیز براثر تصادم با کوه حوادث از پای در آمده و یا در دره نابودی سقوط می کنند
عده دیگری هستند که نقشه دارند ولی پیش ار رسیدن به هدف از نیمه راه عقب نشینی می کنند و راه دیگری پیش می گیرند . مرد موفق کسی است که تا به هدف نرسد دست از آن برندارد و به کاردیگر اشتغال نورزد . زیرا راه هرقدر دور باشد با پیمودن متوالی با پایان می رسد
اصولا یکی از وسائل عقب ماندگی گروهی از افراد مستعد و آماده این است که بنا به عواملی گرفتار ((تلون مزاج )) می شوند و از این شاخه به آن شاخه می پرند . اینان در قلمروهای مختلف گام می نهند ؛ کاری را انجام نداده ، دست به کار دیگر می زنند و می خواهند همه کاره شوند ولی سرانجام هیچ کاره اند
طبیعت جهان آفرینش به ما خوب درس می آموزد : اگر نهالی را چندبار جابه جا کنند ، سرانجام پژمرده می شود . ولی نهالهای ثابت و پابرجا همواره خرم و شاداب جلوه می کنند . جابه جا کردن نهال و اصول فکر موجب پریشانی می شود و فکر را از رشد و نمو باز می دارد . یکی از علائم نوابغ این است که می توانند افکار خود را در نقطه ای متمرکز سازند
همه کاره بودن علاوه بر ضررهای فردی ، لطمه اجتماعی شدیدی دارد . چه بسا اقتصاد و فرهنگ یک کشور را فلج می سازد و هرج و مرج عجیبی به وجود می آورد که اصلاح آن بسختی صورت می پذیرد
بوفون می گفت : قریحه و موهبت فقط عبارت از این است که انسان هوش خود را به یک نقطه متوجه سازد
از نیوتن پرسیدند : ((چطور موفق به این اکتشافات زیاد شدید ؟ )) وی جواب داد : ((با تاءمل مستمر در آنها . )) او درباره یک موضوع آنقدر فکر و تاءمل می کرد تا برایش مانند روز روشن می گردید
یکی از مزایای تمدن کنونی پرورش دادن استادان متخصص است ؛ تنوع و کثرت رشته های علوم موضوع تخصص را به صورت یک امر اجتناب ناپذیر در آورده است و اگر این کار از میان برود ، کاروان ترقی در حد معینی توقف می کند .

6- نظم و انضباط

((من شما فرزندانم را به پیروی از دستورات خدا و نظم و انضباط در زندگی توصیه می کنم . )) امام علی علیه السلام
نظم و انضباط نه تنها از رازهای پیروزی مردان بزرگ می باشد ، بلکه کاخ بلند آفریش روی آن استوار شده است . اگر منظومه شمسی برقرار است و سیارات دور آن می گردند و کوچکترین خللی در طی قرون در آن رخ نداده است ؛ از این نظر است که بنیاد آفرینش آن را نظم و محاسبه تشکیل داده است
در تمام مظاهر هستی ، از بزرگترین موجودات تا کوچکترین آنها یعنی اتم ، نظم و دقت به کار رفته است . نظمی که بر بزرگترین منظومه های جهان حکومت می کند ، بر اتم نیز حکمفرماست
هر اتم دارای هسته مرکزی به نام پروتون است و الکترونها مانند اقمار و سیارات با ترتیب دور هسته مرکزی خود می گردند
دل هر ذره را که بشکافی
آفتابیش در میان بینی
جهان آفرینش برای ما بهترین راهنماست . نقشه زندگی ، دوام ، ثبات حیات و رمز پیروزی را باید از آن آموخت . آن به ما می گوید : رمز بقاء و استواری من نظمی است که آفریدگارم در من نهاده است
اگر در مراکز علمی هرج و مرج حکمفرما گردید ، اگر از دستگاه بازرگانی کشور نظم و حساب رخت بربست و توازن عرضه و تقاضا از بین رفت و اگر در دستگاه انتظامی مملکت انضباط سربازی جای خود را به خود سری داد ، باید فاتحه زندگی را در آن کشور خواند
امیرمؤ منان وقتی در بستر بیماری افتاد ، نخستین توصیه و سفارش وی به فرزندان گرامی خود این بود : (( اوصیکم بتقوی اللّه و نظم امرکم )) یعنی : شما را به پرهیز از نافرمانی خدا و نظم و انضباط در زندگی توصیه می نمایم . (7
یکی از نشانه های نظم این است که اوقات شبانه روزی را بر نیازمندیهای خود تقسیم کنیم و زیر بنای زندگی را که نظم است ، محکمتر سازیم و از بی نظمی که کشنده شایستگی و برباد دهنده هرگونه استعداد است ، بپرهیزیم
پیشوای پرهیزگاران می فرماید : ((یک فرد مسلمان باید اوقات شبانه روزی خود را سه بخش کند : قسمتی برای پرستش خدا ، مقداری برای به دست آوردن معاش و پاره ای برای نیازهای نفسانی که در زندگی مادی از آن چاره ای نیست . ))
اگر در بخشی از عمر نظم و انضباط حکمفرما نگردید آیا می توان در باقیمانده عمر از آن استفاده کرد ؟ به طور مسلم بلی ! زیرا دورانهای سه گانه زندگی (کودکی ، جوانی ، پیری ) مانند طبقات مختلف کشتی است که با فشار دادن دگمه ای یک قسمت دیگر جدا می شود ، و اگر بر یکی از طبقات آن لطمه ای وارد شد ، می توان آن قسمت را از کشتی جدا ساخت ، مرد موفق کسی است که با نیروی اندیشه و خرد قطعات مختلف زندگی را از هم جدا سازد و برای هر کدام حساب جداگانه باز کند . بسیار مایه بدبختی است که بجای استفاده از امکانات موجود ، وقت خود را در تاءسف بر گذشته تلف کند و از به کار بردن نظم در قسمت دیگر زندگی غفلت ورزد
از وزیر لایق و شایسته ای که به همکارهای خود به طور دقیق رسیدگی می کرد پرسیدند : ((چطور به این همه کار می رسی ؟ )) گفت : ((آنچه را امروز می توانم بکنم به فردا نمی اندازم و هیچ وقت تاءخیر در کاری را روا نمی دانم . ))
من از تابلوهائی که در آژانسها و کارگاه ها نصب می کنند و در آن چنین می نویسند : ((وقت طلاست )) بسیار در شگفت هستم ، زیرا ارزش وقت بمراتب بالاتر از طلاست ، ولی این موجود گرانبها در صورتی از طلا بالاتر می گردد که نظم و انضباط در اوقات انسان برقرار باشد و هر کاری در موقع خود انجام گیرد .

7- کار را از جای کوچک شروع کنیم

باید با همت و نقشه بزرگ وارد کار شد ، ولی کار را از جای کوچک آغاز نمود
مقصود این نیست که کار را از جای کوچک آغاز کنیم و همانجا درجا زنیم . و یا با همت کوچک وارد کار شویم . هدف این است که با نقشه وسیع و همت عالی کار را طراحی کنیم ، اما همه نقشه را یکجا پیاده ننمائیم . بلکه خرده خرده به مقصود بزرگ خود جامه عمل بپوشانیم
کسانی که افکار بلند و مغز بزرگ دارند ، نمی توانند همت خود را در دائره کوچکی محصور سازند و همواره پس از نیل به مقصود ، خود را در آستانه مقصد دیگر می دانند . بنابراین باید از آغاز کار ، نقشه را بزرگ گرفت
از نظر روانی هم مطلب چنین است . تا انسان خود را برای هدف بزرگ آماده نسازد ، گاهی به نیمی از هدف نمی رسد . کوته نظران همواره به وضع فعلی خود راضی شده ، و خواهان دوام وضع موجود می گردند . ولی افراد بلند نظر با دید وسیعی وارد کار می شوند و همواره در فکر بهتر کردن وضع می باشند
سعدالدین تفتازانی از پایه گذاران فن بلاغت در اسلام است . روزی خواست از اندازه همت فرزند خود آگاه شود . به او گفت : ((پسرم ! هدف تو از تحصیل چیست ؟ )) پسر گفت : ((تمام همت من این است که از نظر معلومات به پایه شما برسم . )) پدر از کوتاهی فکر فرزند متاءثر شد و با لحن تاءسف آور گفت : ((اگر همت تو همین است هرگز به نیمی از مراتب علمی من نخواهی رسید ؛ زیرا افق فکر تو فوق العاده کوتاه است . من که پدر تو هستم آوازه علمی امام صادق را شنیده و از مراتب دانشش به وسیله آثاری که از او به یادگار مانده بود آگاه مانده بود آگاه بودم و در آغاز تحصیل ، تمام همت من این بود که به پایه علمی این شخصیت بزرگ جهان انسانی برسم . من با این همه همت بلند به این درجه از علم رسیده ام که مشاهده می کنی و هرگز قابل قیاس با مقام علمی ان پیشوای بزرگ نیستم . تو که اکنون چنین همت کوتاهی داری ، پیمانه شوق و شورت در نازلترین درجات علمی لبریز خواهد گردید و دست از تحصیل خواهی کشید . )) لذا باید کوشش کنیم تا در خود همتهای عالی بوجود آوریم
همت بلند دار که مردان روزگار
از همت بلند بجائی رسیده اند
مولوی می گوید
آب کم جو تشنگی آور بدست
تا که جوشد آب از بالا و پست
آغاز کار مرحله آزمایشی است . هنوز سود و زیان کار معلوم و روشن نیست . شاید موانعی در سر راه مقصد باشد که مانع از وصول به مقصود گردد و زمان لازم دارد که از سر راه برداشته شود . چه بسا ممکن است راهی را که انتخاب نمودیم بیراهه باشد و در نقشه برداری و طرح کار اشتباهات فراوانی داشته باشیم . لذا اگر کار را به صورت بزرگ آغاز کنیم ، بازگشت از بیراهه به راه ، بسیار مشکل خواهد بود
یکی از معایب همین است که کار را با سر و صدا و از جای بزرگ آغاز می کنیم . چه بسا با موفقیت روبرو نمی شویم و راه بازگشت را به روی خود می بندیم و پس از اتلاف عمر و سرمایه ، با سر شکستی و شکست روحی سرجای اول خود باز می گردیم
در یادداشتهای ناصرالدین شاه می خوانیم که وی در مسافرتی که به اروپا کرد ، در بازدید خود از لندن ، با ملکه انگلستان تماس گرفت و علت موفقیت بانک انگلیس را در ایران از او چنین پرسید : ((روزی که این بانک در پایتخت ایران شعبه باز کرد ، یک رئیس ، یک حسابدار و یک پیشخدمت بیش نداشت و با سرمایه کوچک مشغول کار شد . چطور در اندک زمانی موفقیتی شایان به دست آورد و سود زیادی نشان داد ؟ ))
ملکه پاسخ داد : ((ملت انگلستان هرگز اسرار و رازهای موفقیت خود را به ملل بیگانه نمی گویند ، ولی من به پاس احترام شما در اینجا نکته ای را متذکر می شوم
ما مردم مغرب زمین ، خصوصا مردم انگلستان ، همواره کار را از جای کوچک شروع می کنیم تا اگر سودی نبردیم راه بازگشت برایمان باز باشد و با دادن ضرر ناچیز نقشه را دگرگون کنیم ؛ و اگر سود بردیم ، فورا وضع موجود را توسعه دهیم . ما در این خصیصه با شما شرقیان در نقطه مخالف قرار گرفته ایم . ))

کل کتاب را از لینک زیر دانلود کنید: 

  2849        1        رایگان       



بازدید : 1809
بازدید : 1784
بازدید : 1732
بازدید : 1352
لطفا برای پیوستن به جمع خردمندان در خبرنامه ثبت نام کنید